پیکر فرهاد
پیکر فرهاد، رمانی از عباس معروفی است که با بهرهگیری از مؤلفههای پستمدرنیسم، مانند بینامتنیت و دور باطل، خواننده را به دنیایی میان واقعیت و خیال میبرد. این کتاب با الهام از یکی از شخصیتهای بوف کور صادق هدایت شکل گرفته و داستان از زبان زنی نقاشیشده روی قلمدان بوف کور بازگو میشود. این زن که از دنیای نقاشی پا به جهان واقعی گذاشته است، به زمانهای مختلف سفر میکند و هر بار در قالب شخصیتهای متفاوتی ظاهر میشود؛ برای مثال، زنی از دوران ساسانیان، یک دختر عینکی مدرن، یا یک مدل برای نقاشی. این اثر روایتی از سرنوشت چند زن است که هر کدام در دورهای متفاوت زندگی میکنند، اما در واقع در قالب روحی در کالبدهای گوناگون، رنج مشترک زنان را در طول تاریخ به تصویر میکشند. انتشارات ققنوس این کتاب را در سال ۱۳۸۱ منتشر کرده است..
درباره کتاب پیکر فرهاد عباس معروفی
پیکر فرهاد نه صرفاً یک رمان، بلکه تجربهای عمیق از کندوکاو در زوایای پنهان ذهن و بازتابی از جایگاه زن در تاریخ ایران است. این اثر در دستهی رمانهای مدرن و پستمدرن قرار میگیرد که با شکستن چارچوبهای روایی سنتی و آمیزش ماهرانهی واقعیت با وهم، مخاطب را به سفری شگفتانگیز در دنیای درونی شخصیتها میبرد. عباس معروفی در این اثر، با زبانی شیوا و مملو از استعاره، به کاوش در مفاهیم پیچیدهای چون زمان، هویت و جبر سرنوشت میپردازد.
روایت داستان از زبان یک زن نقاشیشده روی قلمدان مشهور بوف کور صادق هدایت بازگو میشود. این راوی نامتعارف، از قید زمان رها شده و در کالبد زنان گوناگون در طول تاریخ ظاهر میگردد. این زنان، گرچه در دورههای مختلف تاریخی زندگی میکنند، اما در حقیقت تجلیبخش یک روح واحد زنانه هستند که در گذر سالیان، با ستمها، آرزوها و شورشهای خاموش مواجه شدهاند. رمان با فضایی سراسر سوررئال و هذیانگونه، مرز میان بیداری و رؤیا را محو میکند. این کتاب درونمایهای روانکاوانه دارد و با استفاده از شخصیتپردازیهای قوی، چنان فضایی خلق میکند که خواننده را وامیدارد تا پا به دنیای ذهنی و ناخودآگاه آنها بگذارند و گاه با آنها همذاتپنداری کند.
برای مثال، در بخشی از این کتاب زندگی را از نگاه پیرمرد قوزی میبینیم که به نقاشی چشم دوخته است؛ با نگاهی سرشار از خستگی و افسردگی که نیازی عمیق به بازگشت به فرصتها، شور و جوانی ازدسترفته را به تصویر میکشد. در بخشی از کتاب راوی در توصیف او میگوید: «پیرمرد قوزی چشمهاش را درانده بود و موهام را در پنجهاش میفشرد… آن چشمهای سیاه و نافذی که خستگی و افسردگی در آن موج میزد و نشان میداد که او با همه آدمها فرق دارد، برای دریدن نگاه نمیکند. نشان میداد که او در طلب چیزی است که شاید در وجود من است. از من استمداد میکرد، به لباس، مو، چشم و همه اجزای بدن من نیاز داشت. انگار میخواست به نوجوانی، کودکی، و نوزادیاش برگردد.»
از دیگر ویژگیهای بارز کتاب پیکر فرهاد، استفادهی استادانهی عباس معروفی از شیوهی جریان سیال ذهن و تکگویی درونی است. داستان خط سیر مشخصی ندارد و روایتها در هم تنیده میشوند، گویی تکههای خاطرات و افکار راوی را میخوانیم. همچنین، زبان شعرگونه و پر از تخیل نویسنده، به عمق و پیچیدگی اثر میافزاید. در مجموع، قلم روان و توصیفات بینظیر معروفی، کتاب پیکر فرهاد را به اثری ماندگار و برجسته در ادبیات معاصر ایران بدل کرده است. علیرغم اینکه این رمان توسط یک مرد نوشته شده است، بزرگترین رنجهای زنانه را در بستر جوامع سنتی و مدرن در گذر تاریخ به تصویر میکشد و جایگاه ویژهای در میان آثاری دارد که به موضوع زنان و کشف جنبههای پنهان ذهن انسان میپردازند.
معروفی در پیکر فرهاد، علاوهبر بوف کور به آثار دیگری نیز ارجاع میدهد. از این میان میتوان به داستانهای کلاسیک ایرانی مانند شیرین و فرهاد و لیلی و مجنون از نظامی گنجوی اشاره کرد که غنای بینامتنی این اثر را دوچندان میکند.
Farhad’s Body is a novel by Abbas Marouf that uses postmodern elements such as intertextuality and a vicious circle to transport the reader to a world between reality and fantasy. The book is inspired by one of the characters in Sadegh Hedayat’s The Blind Owl, and the story is told through the eyes of a woman painted on the pen of The Blind Owl. This woman, who has stepped from the world of painting into the real world, travels to different times and appears in the form of different characters each time; for example, a woman from the Sasanian era, a modern girl with glasses, or a model for a painting. This work is a narrative of the fate of several women, each of whom lives in a different era, but in fact, in the form of a spirit in different bodies, they depict the common suffering of women throughout history.
There are no reviews yet.