مربای شیرین
برای همه ی ما پیش آمده که نتوانسته ا یم در یک ظرف مربا، آبلیمو یا روغن و . . . را باز کنیم، جلال هم موفق نمی شود در شیشه مربا را باز کند. حتی مادر ، آقای زینلی ، همسایه ی آنها ، همکلاسی ها ، معلم و پلیس و بقیه هم نمی توانند در آن را باز کنند. کسی نیست که بتواند درب مربا را باز کند همین مسئل ی ساده بهانه ای می شود برای داستانی شیری و جذاب.
فکر می کنید جلال چه کرد ؟ او ابتدا سراغ مغازه دار می رود ولی کار به همین جا ختم نمی شود، او به ”اداره کل نظارت بر مواد خوراکی وبهداشتی” رفته و شکایت خود را مطرح می کند. رییس کارخانه هم با خبر شده و در جستجوی علت مسئله است و سرانجام معلوم می شود که . . .
گره داستان با یک مسئله ساده و پیش پا افتاده یعنی باز نشدن در شیشه مربا و در قالب طنز و اغراق در رویدادها شروع می شود و تا مدتی سبب بهم ریختگی میان خانواده ها و اهالی شهر می شود. ”مربای شیرین” ضمن سر گرم کردن مخاطب به او می آموزد که نسبت به مسائل ساده ای که در اطراف او رخ می دهد حساس باشد و حقوق قانونی و شهروندی خود را بشناسد و پی گیر آن باشد.
It all starts with a jar of jam. Twelve-year-old Jalal simply wants to eat his morning breakfast including the jam he has purchased with his own money. There’s only one problem: no matter how he tries, he cannot get the jar open – and neither can his mother, the neighbor upstairs, the children at school, the principal, his teachers, the corner grocer, the factory distributor, the police officer or any of the neighbors.This story is a humorous lesson on how one seemingly small event impacts each successive event, how small things become blown all out of proportion, and how one should never count one’s chickens before they hatch.
There are no reviews yet.