رویای تبت
سومین رمان فریبا وفی رویای در تبت است.رمانی که هم پرفروش بوده و هم توانسته نظر اهل ادبیات را به خود جلب کند.داستان ماجرای یک زوج جوان به نام های جاوید و شیوا است که تلاش میکنند در مراحل زندگی همواره تصمیمات منطقی بگیرند.اما حضور افرادی که در معاشرت با آنها هستند اجازه نمیدهد این مساله به آسانی رقم بخورد.در میان رخدادهای بسیار در مورد اشخاص متعدد داستان،مهمترین ماجرا مربوط به صادق دوست صمیمی جاوید و کسی است که در رابطه با شعله خواهر شیوا به سر می برد.صادق و شیوا در بسیاری از موارد فکری شبیه به هم دارند و سرانجام این نوع همفکری و هم ذهنی خود را در جمعی از دوستان مطرح میکنند.
رمان رویای تبت که از دید اول شخص نگاشته شده است،از زبان شعله بازگو میشود.این که شعله راوی داستان است در واقع نوعی تکنیک هوشمندانه است که هم داستان لو نرود و هم نگاه تحلیل و احساسی راوی نسبت به رخدادهای رمان مطرح شده و از سمت خواننده حس میشود.همچنین شخصیت ها بسیار باور پذیر هستند و شخصیت پردازی دارای نکات قابل توجهی است. رمان رویای تبت همچنین از لحاظ ساختار طرح بسیار سنجیده است و همزمانی وقایع در ذهن خواننده گیج کننده دریافت نمیشود.
The search for freedom, the desire for self-determination – central themes in Vafi’s novels – also play in The Dream of Tibet an important role.
The young Scholeh suffers from lovesickness and flees to her half-sister Schiwa and her husband Javid. While Scholeh is plagued by her own worries, she begins to question the happiness of the others: Is Schiwa happy with her husband? Does Djawid dream bigger than a family? What do intimacy, adultery and criticism of authority mean?
There are no reviews yet.